ماست هيچ کسی ترش نيست

عقربه‌ی کیلومتر شمار ۱۰۰ را نشان می‌داد. در کنار ماشین‌های تندرو که با سرعت برق حرکت می‌کردند.

کنار آنها سرعتش به ماشین اسباب بازی می‌مانست.

ماشینها با عصبانیت برایش بوق می‌زدند و او حاضر نبود سرعتش را زیادتر کند.

ماشینی از دور چراغ می‌زد و اعلام می‌کرد که من دارم می‌آیم.او همچنان مسیر خودش را طی می‌کرد.

در آینه دید یک ماشین دیگر برای رد شدن چراغ می‌زند. او همچنان ثابت حرکت می‌کرد.

هر دوی ماشین‌ها با هم به پشت او رسیدند.

هیچکدام حاضر به ترمز گرفتن نشدند.

 

/ 36 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

نمي دونم چی مخوای بگی .بابای قصه گو از غصه هات نگو . کاش پيرنگ وساختارتو تو ساختمونت حفظ کنی .علی

دايی علی

سلام اصلا بهت نمياد سنت گرا باشی. ميشناسمت و ميدونم که تو ميتوني سرعتت رو با مدرنيسم هماهنگ کنی البته ای کاش منم به زبان هنر پيغام بذارم موتور ماشينت رو تقويت کن ميدونم که ميتونی ديدمت با ۳۰۰ تا هم رانندگی کردی

دخترک

ماست من خيلی هم ترش است! خيلی خيلی ترش است! اصلاْ حالم از ماست شيرين بهم می خوره!

امضا

کجايی رفيق؟ تو هم که بدتر ازما رفتی و پيدات نيست. داستاني داستانکی چيزی مهمون مون کن.

سهيل

سلام بابايی خوبی؟ خيلی وقته که ازت بی خبرم اما باور کن هميشه به يادت هستم٬ اما باور کن گرفتارم سری به وبلاگ ما نمی زنی بابايی!! ياد ما کن بابايی خوشحال ميشم٬ به زودی زود بهت می زنگم که دلم برات تنگيده مراقب خودت بااااااش٬ به مامان خانم هم سلام برسون خوش باشی بابايی

پریسا

سلام جناب و خسته نباشید چقدر بده وقتی هیچکس حاضر نیست کوتاه بیاد به نزد بی خبر از عشق نام ما مبرید به چشم کوردلان سرمه صفا مبرید به آنکه درحرم سینه اش وفایی نیست گمان هرچه بدارید واز خدا مبرید علاج عشق به غیر ازفنا نمی بینم به درد کهنه دل نامی از دوا مبرید دوباره دفتر شعرم زغصه لبریز است گمان خنده به لبهای پر بلا مبرید من آپم بای

سامانی

این را هم اضافه کن وقتی از ماشین پیاده می شن، پیش از اینکه پلیس بیاد، مثل دو تا حیوون حسابی خدمت هم می رسن. در نتیجه کار اداره بیمه دوبله می شه! بیمه بدنه ماشین به علاوه بیمه دماغ و دندان و ...