تجربه کردی برنگشتن را

                         تنها نخواهی ماند

ما هم همين قطار را سوار شده ايم

                                  روزی ما هم پياده می‌شويم

کاش در ايستگاهی که پياده می‌شوم

                                                ببينمت

                                                  برای سعيد که رفت

/ 32 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکوفه های برفی

برنگشتن رو نه اما تنها موندم............به منم سر بزن آخه تازه به دنیای مجازی پا گذاشتم .برای تولدم نمی خوای شکوفه ی برفی بفرستی

دختر آفتاب

سلام ... يعنی اينقدر از واقعيت ها دورم که بايد افتابی بشه!! کجای کارم!!

آبجی کوچیکه

می دونی ؟ تو مثل یکی از دوستایی که خاطره شده برام حرف می زنی .تا برام کامنت نمی ذاشت آپ دیت نمی کردم . ولی حالاکه اون رفته خیلی خوشحالم که تو مثل اون می نویسی . ممنونم .

دختر آفتاب

دلم تنگه برای حرفاتون... دلم گرفته... دستم درد می کنه دلم هم همين طور... چماقی که باهاش می زنم تو سر دلم شکسته...

دختر آفتاب

سلام.... ممنونم از حضورتون...نکنه فقط با من قهرید؟ حالتون خوبه؟

آبجی کوچیکه

فکر می کنم فعلا بايد سرت خيلی شلوغ باشه . اشکال نداره . چون دلتنگت شدم اومدم فکر کردم فقط به من سر نمی زنی ولی وقتی دیدم دختر آفتاب جون هم برات همین رو نوشته خیالم راحت شد . // شاد و رنگين کمونی باشي

daee ali

هنوزم عصر که می‌شه منتظر زنگشم تا اون صدای دلنشينش پرده گوشم رو نوازش بده و سلولهای مغزم رو به کار وادار کنه و... . نه ديگه نبايد منتظرش باشم.منتظر دايی علی گفتنش

daee ali

حميد جان خيلی زيبا بود.اميدوارم توی اون ايستگاه منم ببينمش.با هم می‌بينيمش درسته؟

daee ali

وقتی يک آدم ميميره اطرافيانش عزادار می‌شن اما وقتی يک انسان می‌ميره تمام مردم دنيا هم کمه که عزادارش بشن