بدون نام

وقتی که آدم فکر می‌کنه که همه چی تموم شد  و به قولی ((باید تسلیتی برای روزنامه‌ها)) بفرستیم این ندانم‌ها که فقط و فقط عمر ما را برباد می‌دهد و کسانی که دیگر فرصت نمی‌کنند تجربه‌هایشان را زمانی دیگر به کار ببندند و تا اومدیم تکون بخوریم دیدیم((عمر گرانمایه در این صرف شد/ تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا))  حرف قشنگی می‌زد که: ((اینا چه جدی گرفتن)) حالا براش باید اسم بذارم جوش آوردن چطوره؟ افکار واقعی این چطوره؟ نه ...

/ 3 نظر / 9 بازدید
ياسمن بانو

ای قصه گو ........ هی هی که عمر گرانمايه رفت و قدرش رو ندونستيم جوش اوردن که نه يه جور سرر فتن....

رزسوخته-مژگان

بالاخره دعاتون برآورده شده و شرمو از سر بابا کم کردم ... تبريکات هم به همين خاطر بود