سياه وسفيد مصداق درد و خوشبختی است دارا و ندار  دانا و ندان  خاکستری که بيشتر جامعه را گرفته توده مردمند واين توده مردمند که انتخاب می کنند چگونه زندگی کنند. سرنوشت هيچ قومی تغيير نمی کند مگر نفسهايشان بخواهد بياييد عاشقانه دوست بداريم حتی دشمنمان را و به قول  خاتمی فراموش کنيم مرگ بر..... بگوييم زنده باد مخالف من. ديشب خداحافظی بود و من اشک ريختم. اما دو دوره اش تمام شده بود و بايد می رفت. هيچگاه نخواهيم کاش هميشه بود اما می توانيم بخواهيم راهش ادامه يابد

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
دختر آفتاب

چند جای ديگه گفتم باز هم می گم اميدوارم فقط اميدوارم خاتمی کنار نکشه و به فعاليت هاش ادامه بده

فرنوش

سلام.از اينکه به وبلاگ من اومديد ممنونم.منم اميدوارم باز هم خاتمی رو در عرصه سياست اين مملکت ببينيم.چون واقعا اين کشور بهشون احتياج داره

afsoon

سلام اونقدر مطالبت قشنگه که دلم نمی یاد نظر ندم. راستی من شما رو لینک کردم شما هم من رو لینک کن .ممنون.خوشحال می شم به من سر بزنی.صفای قدمت داااااااااااااش... .منتظرم.

آینه

بی اختيار دوستش دارم... روايت ماست که: هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود ... صداقت٬ رأفت و مروت٬ سعه صدر واژه‌هايی است که منصفان٬ اين روزها نميتوانند بدون تصوير خاتمی تصورش کنند... او نمی‌رود بلکه جاودانه ميشود.

پوپک

در آخرين روزهای صدارت عاليجناب خندان (خاتمی) ، اين جمله خوب وصف حال است : برخی را برای هميشه و همگان را برای مدتی می توان فريفت ٫ اما همگان را برای هميشه هرگز .

بني آدم

سلام و ممنون که به ما سر زده.بی انصافی ديدم من هم يه چيز در اين مورد نگم.يه خرابه پر گنح..........يه صاحب بی اختيار......... يه رهگذرکه خونه رو تصاحب کرد..........يه روز غيرت صاحب خونه نمی تکونی به خودش داد.وکيلی فرستاد خونه رو از رهگذر پس بگيره.اما رهگذر غريبه می دونست که تو اون خونه چی هست.بچه های لاشخور صاحب خونه هم طرف رهگذر بودند .چون پول تو جيبی رو از اون می گرفتند.نمی تونست خونه رو در ملا عام تعمير کنه.چون دستش رو می شد که تو اون خونه چی هست و در طول اين سالها چی از اين خونه خورده.نمی تونست هم خونه رو همين جوری رها کنه .چون باز هم دستش رو می شد.پس هر سال واسه اين خرابه يه چيز دست هزارم از تاناکورا می آورد و نصب اون خونه می کرد..تا حدی که نريزه.پس به کمک پسرهای صاحب خونه وکيل رو از چشم صاحب خونه انداخت.اما وکيل وظيفه ش رو انجام داد .تا حدی هم موفق بود.گوشه های زيادی از اون خرابه رو کوبيد.نتونست بسازه خونه رو از نو.اما صاحب خونه خيلی بی فکر بود.وکيل رو مقصر می دونست. بله .اولين کار واسه نوسازی اين خرابه کوبيدن آن بود. باز هم سر بزن.