قصه گو
 

اکسیژن

نمی دونم می تونی تصور کنی که هوا وجود ندارد منظورم از هوا همون اکسیژن است.

صبح بود و صف خیلی طولانی، مرد ، زن بچه و نوجوان پشت سر هم ایستاده بودند. انگار هیچکس کار نداشت، در خیابان هم از ماشین خبری نبود غیر از آمبولانسهای سیاه رنگ، درختها همه خشک و هر کسی هم راه می رفت برای این بود که به آخر صف برسد تا چه وقت نوبتش بشود، تعدادی هم بی‌جان و نیمه‌جان روی زمین افتاده بودند و آمبولانس‌ها آن‌ها را جمع می‌کردند از پشت ماسک نمی شد قیافه هیچکس را تشخیص داد. یعنی دیگر کسی برای کسی حتی سرش را هم تکان نمی داد، حرف زدن هم فراموش شده بود.فقط می‌شد از روی اندام آدمها فهمید که پیرند یا جوان، زن هستند یا مرد.

از چند سال پیش دیگر کودکی متولد نشده بود و اگر هم متولد شده بود به دلیل اینکه نمی توانست غذایی را که بصورت قرص در اختیار مردم گذاشته می‌شد بخورد، تلف می‌شد. پستان مادران دیگر شیر نداشت اگر هم شیر داشت چگونه می توانستند به کودکانشان شیر بدهند، بالاخره به آخر صف رسیدم. مردی جلوی من بود که از تنومندیش فقط استخوان‌بندی درشتش مانده بود، جلوتر از او زنی بود بلند قد و او هم استخوانی. از زمانی که این کپسول را باید حمل می کردیم کمر همه خم شده بود و خمیدگی ها کم و زیاد داشت. بالاخره صف به راه افتاد،از کنار چند نفر که درصف، قبل از رسیدن افتاده بودند گذشتم. وقتی کپسول اکسیژن مرا با کپسول جدید عوض کردند و آن را بر گرده ام گذاشتند،آفتاب داشت غروب می کرد، صف از حرکت بازایستاد.

آمبولانسها ی سیاه رنگ در کنار صف ایستادند.

پيام هاي ديگران        link        ۱۳۸٤/۱٠/٢٠ | حمید بداغی


 

 

  سلام.  این وبلاگ نوشته های سیاه و سفیدی از حمید بداغی است....


ïHomeð
 ïFavoriteð
ïEmailð

غم نان اگر بگذارد، وبلاگم را
به روز می کنم ...


If you Want Translate Fictions Select Flag
 

آرشیو وبلاگ

  خرداد ٩٠
دی ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤


 

لینک دوستان

 احمد شاملو
اروتیک طبیعت
از زبان دیگران اسد امرایی
الهام طهماسبی
آیات آسمانی
بخارا
بدون ويرايش
به همین سادگی
پياده رو
تخریب چی دوران
حميد رضا سليمانی
خودم
دوربين
رضا ناظم
زنان ايران
عباس معروفی
فصل گستاخی
قصه های خدا
قلم آزاد
كانون زنان ايراني
کتاب درخشان
کرانی ندارد بیابان ما
مطرود آگاه
منيرو رواني پور
هفتان
هوشنگ سامانی
دهیو
جستجوگر فارسی دهیو


 
آمار وبلاگ
 
 
 خروجی وبلاگ
  feed
 
طراح قالب