قصه گو
 

شاباجي خانم

 همه چيز از شاباجي خانم شروع شد با آن دست‌هاي حنا گرفته و آجيل‌هايي كه به بچه‌ها مي‌داد و توي آجيل سكه‌ي پول هم پيدا مي‌شد.

صورتش آبله‌رو بود و سفيد، چشم‌هاي رنگي و موهاي بافته شده و پيراهن بلند.

هميشه بوي حنا مي‌داد.

 

***

چند وقت بود دلم براي او تنگ مي‌شد، نه براي آجيل‌هايش.

كمتر به كوچه‌ي ما مي‌آمد و كمتر او را مي‌ديدم. اما شبها به خوابم مي‌آمد. جوان و چالاك. هم‌بازي من مي‌شد وهميشه دوست داشتم به او ببازم.

 

***

 

روزي كه بعد از مدتي دوباره ديدمش، مثل خواب‌هايم نبود خيلي پير مي‌نمود. اما من سرخ ‌شدم و احساس كردم چقدر گرم است و چقدر تشنه‌ام.

به من گفت: پسرم مريضي چرا عرق از سر و رويت مي‌ريزد؟ گفتم: نه مريض نيستم.

مي‌دانستم كه چيزيم هست اما چي بود؟ نمي‌فهميدم، مريض كه نبودم.

وقتي كه با مادرم خداحافظي مي‌كرد و مي‌رفت، آنقدر بي‌حوصله مي‌شدم كه چند بار با بچه‌هاي كوچه دعوايم مي‌شد.

موقع بازي اصلاٌ حواسم به بازي نبود.

 

***

 

شب خواب ديدم جوان بود، پيش من آمد و به من گفت: مرد شده‌اي.

از خواب كه بيدار شدم از مادرم پرسيدم شاباجي خانم كجا رفت؟

او گفت: شاباجي خانم اينجا نبوده. عصر شاباجي‌خانم آمد، مادرم در گوشي چيزي به او گفت و هر دو خنديدند و به من نگاه كردند.

از آن روز به بعد شاباجي‌خانم با من مهربان‌تر شده بود.

هر بار كه مي‌آمد به مادرم سر بزند. به من مي‌گفت: ديشب خواب تو را ديدم و من خوشحال مي‌پرسيدم چه خوابي ديده‌اي و او مي‌گفت خواب ديدم تو مرد بزرگي شده‌اي. او هميشه در خواب من را مرد بزرگي مي‌ديد و من هميشه او را دختري جوان مي‌ديدم.

چقدر خوب بود هميشه توي خواب همديگر را مي‌ديديم تا اينكه صيغه آقا جلال سبزي فروش سر كوچه شد و من از آن به بعد نه به آقا جلال سلام كردم و نه سبزي خوردم.

 

پيام هاي ديگران        link        ۱۳۸٦/٦/۳٠ | حمید بداغی


 

 

  سلام.  این وبلاگ نوشته های سیاه و سفیدی از حمید بداغی است....


ïHomeð
 ïFavoriteð
ïEmailð

غم نان اگر بگذارد، وبلاگم را
به روز می کنم ...


If you Want Translate Fictions Select Flag
 

آرشیو وبلاگ

  خرداد ٩٠
دی ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤


 

لینک دوستان

 احمد شاملو
اروتیک طبیعت
از زبان دیگران اسد امرایی
الهام طهماسبی
آیات آسمانی
بخارا
بدون ويرايش
به همین سادگی
پياده رو
تخریب چی دوران
حميد رضا سليمانی
خودم
دوربين
رضا ناظم
زنان ايران
عباس معروفی
فصل گستاخی
قصه های خدا
قلم آزاد
كانون زنان ايراني
کتاب درخشان
کرانی ندارد بیابان ما
مطرود آگاه
منيرو رواني پور
هفتان
هوشنگ سامانی
دهیو
جستجوگر فارسی دهیو


 
آمار وبلاگ
 
 
 خروجی وبلاگ
  feed
 
طراح قالب